جدیدترین های سیاسی ، اجتماعی

غرب به کدام حقوق بشرش می نازد؟

یکشنبه, 18 مهر 1395 ساعت 20:56 اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

 

امروزه وقتی سخن از حقوق بشر به میان آورده می شود، چنان به ذهن متبادر می شود که حقوق بشر صرفا برای غربی ها است مردمان جوامع دیگر فارغ از مقوله های حقوق بشر هستند.البته باید توجه داشت هنگامی که کشورهای غربی از قرون وسطی خود بیرون آمدند و قدم در مسیر نوزایی و رنسانس گذاشتند، تمام دنیای اطراف خود را در تمام شاخص ها با خود تطبیق می کردند. برای مثال غرب، تاریخ جهان را نه بر اساس ملل و سیر تطور، بلکه براساس و محوریت غرب بررسی می کرد و گویا فراموش کرده، عصر نوزایی و رنسانس خود را تا دوره کشفیات و اختراعات مدیون میراث تمدنی اسلام بوده است.

 

حدود ۱۴۰۰ سال قبل از این، حکومت ها برای بقایای خود و زیر سلطه قرار دادن دیگر حکومت ها و ملت ها به نزاع می پرداختند، در یکی از دورترین نقاط فاقد تمدن و مدنیت، آیینی با نام اسلام سخن از ارزش های به میان آورد که در قرن ۲۱ هنوز دنیای مترقی غربی نتوانسته به پای آن آموزه ها برسد. بررسی آیه به آیه قرآن مجید نشان می دهد که انسان، کرامت انسانی و اخلاق او، حقوق بین امام و مامون، حقوق بین همسایگان، حقوق اقلیت ها  در جامعه و...از دموکراتیک ترین نظام ها هم مترقی است.

 

بررسی سیره حضرت رسول(ص) در دوران تبلیغ دین اسلام در مکه و بخصوص دوران ده ساله رهبری خود در مدینه بیانگر رویکرد وی در موضوعات مختلف حقوق انسانی است که مبتنی بر حفظ اصالت و شرافت انسانی، حفظ حقوق فردی و اجتماعی...می باشد.

 

دین مبین اسلام تاکید ویژه ای بر حقوق انسان و حفظ کرامت انسانی دارد. این موضوعی است که در سیره پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) هم دیده می شود. بر اساس چنین بستری در اسلام است که نویسندگان، فلاسفه و شارحان در این موضوع به تالیفات گسترده ای پرداختند. با آغاز تدوین فقه و اخلاق (دو رشته بسیار مهم از علوم اسلامى) که شکل جامعتر آن در قرون سوم و چهارم تجلى نمود، مباحث حقوق بشر در اسلام در کتابهاى فقهى و اخلاقى این عصر همچون مبسوط شیخ طوسى به طور استدلالى مطرح و مورد نقد و تحلیل قرار گرفت.

 

تحولات بعدى فقه را به ویژه در قرنهاى هفتم و هشتم هجرى مى توان در کتب فقهى چون مؤلفات محقق و علامه حلى جستجو نمود و نیز در دوران شکوفایى فقه اسلامى در قرنهاى سیزدهم و چهارده هجرى مسائل حقوق بشر در اسلام به صورت عمیقتر و روشنترى در لابلاى طبقه بندى و موضوع بندى سنتى فقه در مباحث سیاسى فقه عنوان گردید  که در این میان می توان از آثار ارزشمند حضرت امام خمینی بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران، آیت الله شهید مرتضی مطهری و علامه محمد تقی جعفری شارح مثنوی و معنوی نام برد.

 

آقای بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، در جدید ترین اظهار نظر خود، ایران را به نقض حقوق بشر متهم کرده است در حالی که قوانین جمهوری اسلامی برگرفته از مبانی دین اسلام است.در نوشتار پیش رو، قصد ورود به مباحث کلان این موضوع را نداریم از این رو به برخی از محورهای اساسی و مهم اشاره می کنیم و در ادامه به تشریح برخی از تفاوت های حقوق بشر اسلامی که برگرفته از مبانی دین اسلام و سیره رسول خدا است با حقوق بشر غربی (که به تعبیر خود غربی ها حقوق بشر جهانی است) می پردازیم.

 

شاخص های از حقوق بشر در اسلام

 

۱-حق حیات

مهم ترین اصل فطری، حق حیات برای بشر است. بدون شک مکتب اسلام اهمیت خاصی برای حیات انسان قائل است و آن را در راس امور قرار می دهد. قرآن کریم در این باره می فرماید:« مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعا»[۱] هر كس كسى را جز به قصاص قتل، يا [به كيفر] فسادى در زمين- بكشد، چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد. و هر كس كسى را زنده بدارد، چنان است كه گويى تمام مردم را زنده داشته است‏.

 

همچین در سوره بقره می فرماید:وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۲] . و اى خردمندان، شما را در قصاص زندگانى است، باشد كه به تقوا گراييد.

 

۲-کرامت انسانی

در آیات و روایات بر موضوع کرامت انسانی بسیار تاکید شده است، چرا که او افضل ترین مخلوقی است که خدواند آفریده و به عبارت دیگر خلیفه الله فی الارض است. خداوند در قران در این باره می فرماید:وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلا

 

و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم، و آنان را در خشكى و دريا [بر مركبها] برنشانديم، و از چيزهاى پاكيزه به ايشان روزى داديم، و آنها را بر بسيارى از آفريده‏هاى خود برترى آشكار داديم.[۳]

 

۳-حق آزادی

قرآن مساله آزادی را در قالب توحید بیان می کند و به تقید و تعهد و التزام انسان، اطاعت فرمان خدا که بیانگر راه تکامل انسان است و نفی مطلق اطاعت غیر خدا به هر نوع و هر وسیله که باشد دعوت می کند. نخستین آزادی آن است که انسان از تعلقات درونی آزاد شود. هنگامی که این حالت رخ دهد از تعلقات و وابستگی های بیرونی هم رها خواهد شد.« وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي‏ كانَتْ عَلَيْهِم‏»[۴] همچنین بر اساس بیان قرآن، انسان در پذیرش دین آزاد است:

 

« لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَي‏»[۵] همچنین درباره آزاد بودن و مختار بودن انسان می فرماید: «انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»[۶]؛ ما انسان را آفریدیم او در سپاسگذارى و ناسپاسى مختار است.« فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر»[۷]؛ هر کس خواست ایمان بیاورد و هر که خواست کفر بورزد دلیل واضحى بر این تفکر استنباط نمود.

 

۴-تبعیض نژادی

در اسلام رنگ، نژاد، قومیت معنا ندارد. اگر هم انسان ها با رنگ و نزادهای مختلفی آفریده می شوند، دلیلی برای ان وجود دارد ولی وجه برتری نیست. خداوند در این باره می فرماید:«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثى و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا»[۸]

 

ای مردم بدانید که ما همه شما را از یک مرد و زن و از پدر و مادر واحد آفریده ایم و شما را قبایل و ملتهای مختلف قرار دادیم تا از یکدیگر شناخته شوید نه احساس جدایی و برتری کنید همه شما با هم برادرید و تفاوتی با یکدیگر ندارید فقط گرامی ترین شما پرهیزکارترین شما است و خداوند بر همه چیز و بر اعمال و رفتار شما دانا و آگاه است.

 

ابن هشام در سیره پیامبر(ص) می نویسد:«اِنَّ النّاسَ مِن عَهدِ آدَمَ اِلیَ یَومِنا هذا مِثلُ اَسنانِ المُشطِ لا فَضلَ لِلعَرَبِیِّ عَلَی الَعَجَمِیِّ وَ لالِلاَحمَرِ عَلَی الاَسوَدِِِ اِلّا بِالتَّقوی.[۹]

 

ای مردم! بدانید و آگاه باشید که انسانها از آغاز خلقتشان تاکنون از عصر آدم ابوالبشر تا امروز مانند دندانه های شانه با یکدیگر مساوی هستند و کوچکترین تفاوت و برتری نسبت به یکدیگر ندارند همه امتیازات و برتریهای ملی و نژادی لغو است .هیچ ملتی بر ملت دیگر و هیچ نژادی بر نژاد دیگر امتیاز و برتری ندارد مگر با تقوی. عرب و عجم، سیاه، سفید و سرخ و همه انسانها ذاتا یکسان و برابرند.

 

همچنین براى نفى هرگونه تبعیض ناروا در میان انسانها، پیامبر اکرم (ص)فرمودند:« ایها الناس ان ربکم واحد و ان اباءکم واحد کلکم لادم و آدم من تراب»[۱۰] هان اى مردم: خداى شما یکى است و پدر همه شما یک نفر است. همه شما از آدم هستید و آدم از خاک بود.

 

۵-برابری و برادری

برداری و برابری یکی از اصول مسلم در اسلام و در سیره پیامبر اسلام است. رسول خدا (ص) در اعلامیه حجه الوداع صحبت های بسیار مهمی را مطرح کردند که در حکم اساسنامه ای برای جامعه اسلامی محسوب می شود که یکی از اصول درباره مساوات و برابری بود که در مورد اخوت و برادری همه انسانها می فرماید:یا اَیُّهَا النّاسُ اِنَّ رَبَّکُم واحِدٌ وَ اِنَّ اَباکُم واحَدٌ کُلُّکُم لِادَمَ وَ ادَمُ مِن تُرابٍ[۱۱]

 

ای مردم بدانید و آگاه باشید پروردگار همه شما یکی است و همگان از یک پدر و مادر به دنیا آمده اید و فرزندان آدمید و آدم نیز از خاک آفریده شده است یعنی پدر، مادر، اصل، نسب، ریشه، ماده و آفریدگار همه شما یکی است و همه شما از یک اصل و ریشه هستید و با هم برادر و برابرید.

 

برخی از وجوه تفاوت های حقوق بشر اسلامی و غربی

 

۱-مبانی حقوق بشر

اولین تفاوت جدی حقوق بشر اسلامی با حقوق بشری که در سازمان ملل متحد به تصویب رسیده را باید در مبانی و ریشه های که این حقوق از آن مستخرج شده است دید. مبانی حقوق بشر اسلامی بر پایه وحی و کلام الهی و سیره پیامبر(ص) است. حقوق بشر اسلامی زاییده فکر و ذهن و اندیشه انسان برای امور ظاهر و دنیوی نیست.

 

بلکه حقوق بشر اسلامی همانگونه که بدان اشاره رفت بر مبانی الهی و در خدمت سعادت دنیوی و اخروی انسان است. طبق اين ديدگاه، بشر تكويناً و تشريعاً بنده خداوند متعال است و برخلاف متفكران غربي كه انسان را در برابر خدا هم آزاد مي پندارند، بر تسليم و فرمانبرداري انسان ها در برابر خدا تأكيد ميورزد.

 

در مقدّمه اعلاميه اسلامي حقوق بشر آمده است: «با در نظر گرفتن عقيده توحيد ناب، كه ساختار اسلام بر پايه آن استوار شده است; عقيده اي كه بشريت را فراخواند تا جز خدا كسي را پرستش نكرده و شريكي براي او قايل نشوند و احدي را به عنوان خدا به جاي الله نگيرند. ... اين شريعت، معنويات و ماده را با هم درآميخت.»

 

در نگاه قرآن خلقت موجودات برای انسان بوده و او خلیفه خداوند است[۱۲] و به او مسیر حق و باطل نشان داده شده است تا با اختیار خود مسیر سعادت را انتخاب کند و نجات او در گروه التزام به آموزه های دینی و تعبد محض به خدا است[۱۳] ولی اراده او در طول اراده خدا است:« ٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَة»[۱۴]و این از تمایزات اساسی نظام حقوقی اسلام از غیر آن است.

 

متفكران غربي قانوني را معتبر مي دانند كه موافق با خواسته هاي انسان ها و در راستاي انسان محوري باشد، از اين رو، منشاء اعتبار قانون را آراء و خواسته هاي مردم مي دانند. اساس تفكر غربی در منشأ قانونگذاري و مشروعيت مقررات حقوقي، انسان و خواسته هاي فردي او (انسان محوري) است.

 

۲.بی تفاوتی به دین و مذهب

بی تفاوتی به دین و مذهب دومین اختلاف جدی حقوق بشر اسلامی با اعلامیه حقوق بشر بین الملل است. بی تفاوتی به جنبه های مختلفی از دین و مذهب یکی از ویژگی های اعلامیه حقوق بشر جهانی است و مبنا را بر بی دینی و یا لائیک قرار داده است[۱۵].

 

۲-۱. برای نمونه در «بند الف ماده ۱» حقوق بشر غربی آمده است : انسان آزاد به دنیا می آید معادل لاتینborn  به کار برده شده است.[۱۶]در حالیکه بر اساس نگره های تمام ادیان، انسان دارای آفریننده ای است که او را آفریده است. پس بر این اساس اگر توجهی به دین و مذهب می شد باید می گفت انسان آزاد آفریده شده و معادل لاتین creatıon به کار می رفت.[۱۷]

 

۲-۲.اعلامیه حقوق بشر غربی نه تنها توجهی به دین و مذهب ندارد بلکه گاهی در مقابل آن موضع منفی گرفته و به نقد آن می پردازد که از جمله در «ماده ۵» درباره مجازات های که برای خلافکاران و بزهکاران در ادیان در نظر گرفته شده است می گوید:« احدي را نمي توان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد كه ظالمانه و برخلاف انسانيت و شئون بشري يا موهن باشد.»

 

این در حالی است که در حقوق بشر اسلامی تاکید بر قصاص وجود دارد. این موضوع بر خلاف نگاه برخی از غربی ها که از منظر سیاسی و یا دشمنی با اسلام بدان می نگرند و جنبه خشونت دین را مطرح می کنند کاملا هم با عدالت سازگار است تا خون به ناحق از سوی کسی به زمین ریخته نشود.

 

در جامعه اسلامی بر پایه حقوق انسانی، قصاص انجام می شود تا حیات اجتماعی تداوم پیدا کند و انسان با انقطاع نسل مواجه نشود. با این حال، اسلام بر مبانی نگرش های اخلاقی توصیه می کند که انسان خشم خود را فرو بخورد و با خشم و عصبانیت تصمیم نگیرد و اگر برایش مقدور هست با این موضوع با گذشت و عطوفت و رافت نگاه کند و بخشش و گذشت را قبل از قصاص سرلوحه قرار دهد.

 

پ. شرافت انسانی در برابر حقوق وضع شده

یکی از تفاوت های جدی اعلامیه حقوق بشر غربی در «ماده ۲» این اعلامیه با «ماده 1» حقوق بشر اسلامی است. ماده‌ دوم اعلامیه جهانی می‌گوید: «هرکس می‌تواند بدون هیچ‌گونه تمایز، مخصوصا از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر از تمام حقوق و کلیه آزادی‌هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده بهره‌مند شود… ». بر خلاف اعلامیه غربی، ماده یکم، اعلامیه حقوق بشر اسلامی به تساوی اصل شرافت انسانی برای همه و برابری در تکلیف و مسئولیت اشاره می‌کند و در واقع عدم تبعیض را در تحمل تکلیف مورد تصریح قرار داده است، نه در برخورداری از حقوق.

 

براساس بند الف ماده یکم حقوق بشر اسلامی: «بشر به طور کلی، یک خانواده است که بندگی نسبت به خداوند و فرزندی نسبت به آدم آنها را گرد آورده و همه‌ مردم در اصل شرافت انسانی و تکلیف و مسئولیت برابرند، بدون اینکه هیچ تبعیضی از لحاظ نژاد، رنگ، زبان، جنس، اعتقاد دینی، وابستگی سیاسی، وضع اجتماعی و غیره وجود داشته باشد. ضمنا عقیده صحیح، تنها تضمین برای رشد این شرافت از راه تکامل انسان است».

 

یعنی با این که همه انسان‌ها در اصل شرافت و مخلوق بودن یکسان هستند ولی آنها که عقیده صحیح دینی را به دست می‌آورند بیشتر کسب شرافت می‌كنند و در شرافت اکتسابی از دیگران جلو می‌افتند. اعلامیه جهانی حقوق بشر به این مساله کاری ندارد و نفی و اثباتی بر این امر نمی‌كند ولی بر این امر اصرار دارد که بین دو انسان دارای عقیده‌ متفاوت (ولو یکی صحیح و دیگری فاسد) باید از لحاظ حفظ حیات و حق دارا شدن مال و شرکت در اداره امور کشور و احراز مناصب و مشاغل و غیره یکسان رفتار شود.

 

ت.حقوق اقلیت های مذهبی

در سال ۱۹۴۷یک کمیته فرعی برای جلوگیری از تبعیض و حمایت از حقوق اقلیت ها تاسیس گردید. با این حال، تنها پس از تصویب میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی در سال۱۹۶۶ بود که مسئله حقوق اقلیت ها مجددا در دستور کار بین المللی قرار گرفت. «ماده 27» این میثاق مقرر می دارد که در دولت هایی که اقلیت های قومی، دینی، یا زبانی وجود دارند، افراد متعلق به این گروه ها نباید در جامعه و همراه با سایر اعضای گروه، از حق برخورداری از فرهنگ خود، اجرای آیین های دینی و استفاده از زبان خود محروم گردند.

 

در حالی که حقوق بشر اسلامی در «ماده ۱ و بند الف ماده ۱۶ و همچنین ماده۱۸ تأكيد دارد كه «هر كس حق دارد از آزادي فكر و وجدان و مذهب بهره مند شود. اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب يا عقيده و همچنين آزادي اظهار عقيده و ايمان مي باشد و نيز شامل تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است. هر كس مي تواند از اين حقوق منفرداً يا مجتمعاً به طور خصوصي يا به طور عمومي برخوردار باشد.»

 

با نگاهی به مفاد اعلامیه حقوق بشر غربی در خصوص اقلیت ها می توان به چند برداشت مهم رسید:

 

۱- در اعلامیه ذکر شده دولت ها تلاش کنند ولی قید تعهد نیامده است.

 

۲- مفاد این اعلامیه الزام اور برای دولت ها نیست.

 

۳-مهم تر اینکه اگر حقوق اقلیت ها رعایت نشد، نهادی بر آن نظارت می کند که جواب منفی است.

 

«نخستين سد در مقابل گسترش ابعاد حقوق اقليت ها "حق اساسي دولت ها" است كه توسط حقوق بين الملل عمومي حمايت مي شود. بنا به بند ۴ ماده۱۸ اعلاميه، هيچ يك از مفاد اعلاميه حاضر، نبايد طوري تفسير شود كه هرگونه فعاليت مغاير با اهداف و اصول سازمان ملل متحد از جمله حاكميت برابر، تماميت ارضي و استقلال سياسي دولت ها مجاز باشد.».[۱۸]

 

نگاه اسلام در این خصوص با اعلامیه حقوق بشر غربی قابل مقایسه نیست:

در سوره حجرات آيه۱۳ چنين آمده است: (يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَر وَأُنثَي وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَاللَّهِ أَتْقَاكُمْ); اي مردم! ما شما را از مرد و زني آفريده ايم و شما را گروه ها و قبيله هايي قرار داده ايم تا همديگر را بشناسيد. گرامي ترين شما در نزد خداوند پرهيزگارترين شماست.

 

پیامبر بزرگوار اسلامی در این باره می فرمایند: «يا ايها الناس الا ان ربكم واحد و ان اباكم واحد الا لا فضل لعربي علي الاعجمي و لا لاعجمي علي عربي و لا لاسود علي الاحمر و لا لاحمر علي الاسود الا بالتقوي.» اي مردم همانا پروردگار شما يكي است و پدر شما يكي است. فضليتي براي عرب بر عجم و براي عجم بر عرب و سياه پوست بر سرخ پوست و سرخ پوست بر سياه پوست نيست مگر به تقوي.[۱۹]

 

در نهایت اینکه «اقليت هاي مذهبي نه تنها در حقوق عمومي با ساير ملت مساوي اند و آزادي كامل دارند بلكه در رقابت اجتماعي مانند معاملات، محدود به قوانين اسلامي نيستند. مثلا در خريد و فروش كالاهايي كه در اسلام ممنوع است مانند خمر، خنزير و آلات لهو به شرط آنكه در مذهب شان منعي وجود نداشته باشد و در صورتي كه طرف معامله مسلمان نباشد، آزادند ولي نبايد به اين امور تظاهر كنند.»[۲۰]

 

ث.حقوق خانواده

«بند الف ماده ۱۶» اعلامیه جهانی حقوق بشر درباره خانواده می گوید:«هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ گونه محدودیت از نظر نژاد، ملیت یا مذهب، با همدیگر ازدواج كرده و تشکیل خانواده دهند. در تمام مدت زناشویی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی هستند». اگر همین موضوع را در حقوق بشر اسلامی نگاه کنیم می بینیم که اسلام دو جنس زن و مرد را از یک اصل از ریشه و منشا می داند و به صراحت اعلام می دارد که در نزد خداوند آنچه ملاک قرب است تقوا است.

 

ماده ششم حقوق بشر اسلامی می گوید:«در حیثیت انسانی، زن با مرد برابر است و به همان اندازه که زن وظایفی دارد، از حقوق خود نیز برخوردار است و دارای شخصیت مدنی و ذمه مالی مستقل و حق حفظ نام و نسب خویش را دارد . ب) بار نفقه خانواده و مسئولیت نگهداری آن از وظایف مرد است.

 

جمع بندی مباحث گفته شده را با بیان علامه محمد تقی جعفری فیلسوف نامدار کشورمان در خصوص برتری حقوق بشر اسلامی در مقابل دیگر اعلامیه های جهانی حقوق بشر به پایان می رسانیم که می گوید: «با نظر به مواد حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام –که با استناد به منابع اولیه و نصوص کاملاً معتبر اسلامی، مورد طرح و بررسی قرار خواهیم داد- اعلامیه حقوق بشر که به وسیله صاحب نظران غرب به وجود آمده، نمی تواند چکیده و مکمل و مجموعه اعلامیه ها و تعالیم دینی و اخلاقی و عقاید و نظریات همه قرون و اعصار و همه فرهنگ ها و ادیان باشد.»[۲۱]

 

 

منبع : فرهنگ نیوز

 

 

پی نوشت ها:

 

[۱] - مائده/۳۲

[۲] - بقره/۱۷۹

[۳] - اسرا/۷۰

[۴] - اعراف/۱۵۷

[۵] - بقره/۲۵۶

[۶] - انسان/۳

[۷] -کهف/۹

[۸] -حجرات/۱۳

[۹] - سیره ابن هشام: ۲/۴۱۲ روضه کافی /۲۴۶

[۱۰] -تحف العقول/۲۹

[۱۱] - نهج الفصاحه/ ۶۷۵

[۱۲] -بقره/۳۰؛ انسان/۳

[۱۳] -بقره/۱۳۶-۱۳۷

[۱۴] -احزاب/۳۶

[۱۵] - محمدتقى مصباح، جزوه حقوق و سياست در قرآن،  ج ۲، ص۱۴۶

[۱۶] - all human beings are born free and...

[۱۷] - all human beings are created free and...

[۱۸] - نادر ذوالعين، «حمايت از حقوق اقليت ها در حقوق بين الملل»،  ش ۱۵، ص ۴۵۶.

[۱۹] - علامه امینی امینی، الغدير،  ج ۶، ص ۱۸۸.

[۲۰] - اسلام و حقوق بين الملل عمومى،  ج اول، ص ۱۷۲

[۲۱] - محمد تقی جعفری تبریزی، ، حقوق جهانی بشر، تحقیق و تطبیق در دو نظام: اسلام و غرب، ۱۳۸۵